السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

93

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

شرح حال سلطان محمود 1 - ابن‌تيميّه در كتاب « منهاج السنّة » گويد : « امّا نمازى كه علامه حلّى ياد كرده كه ابوحنيفه جايزش نمىداند و نزد يكى از پادشاهان به جا آورده تا پادشاه از مذهبش برگشته است ، دليلى بر فساد مذهب اهل سنّت نمىباشد ، چون آنان مىگويند كه حق از ايشان بيرون نيست و نمىگويند كه هيچ‌يك از آنان خطا نمىكند و اين نماز را اكثريت اهل سنّت مانند مالك و شافعى و احمد ناروا مىدانند . و پادشاهى را كه ياد كرده محمودبن‌سبكتكين است و او بازگشت به آنچه كه سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مىدانست . او از نيكان و عادل‌ترين شاهان بود و نسبت به بدعت‌گذاران به ويژه رافضىها بسيار سخت‌گير بود . » 2 - ابن‌خلكان گويد : « امام الحرمين ابوالمعالى عبدالملك جوينى - كه پيشتر ياد شد - در كتابش كه « مغيث الخلق في اختيار الأحق » نام دارد ، آورده است : سلطان محمود بر مذهب ابوحنيفه بود و شيفته‌ى علم حديث بود ، در حضورش استادان حديث مىخواندند و او مىشنيد و در مورد آن‌ها توضيح و تفسير مىطلبيد ، وقتى اكثر آن‌ها را موافق با مذهب شافعى يافت ، علماى هر دو مذهب را در مرو گِرد آورد و از آنان درخواست كرد در مورد ترجيح يك مذهب بر ديگرى سخن بگويند ، پس موافقت شد كه در حضور او دو ركعت نماز بر مذهب امام شافعى و دو ركعت بر مذهب ابوحنيفة بخوانند ، تا سلطان بنگرد و بينديشد و نيكوترين را برگزيند . قفّال مروزى - كه پيشتر ياد شد با طهارت فراوان و شرايط معتبر طهارت و پوشش و مقابل قبله ايستادن با انجام ركن‌ها و حركت‌ها و سنّت‌ها و آداب و واجبات ، به طور كمال و تمام دو ركعت نماز به جا آورد و گفت : اين نمازى است كه امام شافعى كمتر از آن را جايز نمىداند . سپس دو ركعت نماز آن‌گونه كه ابوحنيفه جايز مىداند به جا آورد ، پوست دبّاغى شده‌ى سگى را پوشيد و جاى نمازش را آلوده به نجاست كرد با عرق خرما وضو گرفت و چون در ميانه‌ى تابستان و در بيابان بود مگس و پشه جمع شد و وضوى او وارونه و واژگون بود ، سپس رو به قبله ايستاد و بدون نيّت در وضو به نماز